آکیناکه
آکیناکه
*******
و آتش و بلبلکان
دو هزار و نصفی از بودا - بود
در رنجیری از سالها
و رنج مهیب کهنگی را
بر باور داشتن
و نگفتِ کسی ؛ داد ِ زن زیبا رخ شهر را
که خواهد ستتاند
و زنجیر جهالت شان را که خواهد گشود
و چنین نگفت
که نبود زرادشتی اهرمن ستیز
و چنان نسرود
جز جرنگا- جرنگ آکینکانی
در دستان دیوانگان قدرت و اندوهی
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم آبان ۱۳۹۷ ساعت توسط علی حقی
|