سنگها و زنان
گییسوان زنان
پریشان در بادها و دستها
بهم بر اویخته می شوند و در میاویزند
بی انکه نگاهی بر انها دوخته شود
با سنگ و چحماق
هم اغوشی اش را
بی انکه شانه شود
در دستان مردی
و بی انکه تمناهایش را
عرق کرده باشد
در هم اغوشی سنگسارها
خون خود را هبه می کند